گوته شاعر و ادیب آلمانی:علی را جز آنکه دوستش داشته باشی و عاشقش باشی چاره ای نداری!
حضرت علی صدای عدالت انسانی نوشته ی جرج جرداق جلد 1
شیرسازی دامها
وَإِنَّ لَکُمْ فِی الأَنْعَامِ لَعِبْرَةً نُّسْقِیکُم مِّمَّا فِی بُطُونِهِ مِن بَیْنِ فَرْثٍ وَدَمٍ لَّبَنًا خَالِصًا سَآئِغًا لِلشَّارِبِینَ
« و در دامها نیز برای شما درس وجود دارد. از آنچه در شکم دارند از میان غذای معده و خون شیر ناب را به شما می نوشانیم که برای نوشندگان گوارا است».
ماده اصلی شیر چنانکه آیه گفته از میان غذای درون معده و درون خون گرفته می شود. غده های تولید کننده شیر مواد خود برای تولید شیر را از خون و از مایعات بدن که مواد غذائی معده را آورده اند می گیرد.رود.
در زمان پیامبر می توان گفت که انسان بهرحال می دانسته که شیر از غذای جویده و خورده شده گرفته و تولید می شود، ولی اینکه آن مواد وارد خون نیز می شوند و بعد از میان خون گرفته می شوند طبعاً کسی چیزی نمی دانسته است.
گوشت خوک
حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ وَالْدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِیرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَیْرِ اللّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّیَةُ وَالنَّطِیحَةُ وَمَا أَکَلَ السَّبُعُ إِلاَّ مَا ذَکَّیْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَن تَسْتَقْسِمُواْ بِالأَزْلاَمِ ذَلِکُمْ فِسْقٌ الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِن دِینِکُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِی مَخْمَصَةٍ غَیْرَ مُتَجَانِفٍ لِّإِثْمٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ
« خوردن گوشت حیوان مرده ــ خون ــ گوشت خوک ــ گوشتِ حیوانی که بنامی غیر از نامِ خدا سر بریده شده ــ گوشتِ حیوان خفه کرده شده ــ گوشتِ حیوان تحتِ ضربات کشته شده ــ گوشت حیوانیکه افتاده و در وضعیت بین مرگ و زندگی است ــ گوشت حیوانیکه بر اثر شاخ زده شدن مرده ـــ ... برای شما حرام شده است».
و در سوره انعام آیه 145 ضمن یادآوری تحریم گوشت خوک، خوک را حـیـوانـی انگـلی توصیف نموده:« ... لَحْمَ خِـنْـزِیـرٍ فَـإِنّـَهُ رِجْـسٌ = ... مگر اینکه گوشت خوک باشد، که موجودی انگـلی است».
در آیه 145 سوره انعام روشن کرده که منـظـور از حـرام بـودن خوردن خون «خـون مـسـفـوح» است، (خون مسفوح یعنی: «خـون ریخـتـه شده» که با هوا تماس پیدا کرده). دلـیـل تحریم آن نیز این است که وقتی خون با هوا تماس پیدا می کند سمی می شود و می تواند بیماری زا باشد.
نکات آیات: خوک حیوانی انگلی و گوشت آن حرام است:
همانطور که قرآن مطرح می کند خوک در واقع یک حـیـوان انگـلی است. هم زندگی و هم روند تولید مثل آن هر دو انگلی است:
چرا گوشت خوک تحریم شده؟ چیزیکه فعلاً انسان امروز در مورد گوشت خوک میداند موارد زیر است:
ـــــــ گـوشت خوک خیلی از انگـلها را منتقـل می کند. از جمله نوعی کرم (موسوم به کرمِ تِـنـیـا) که برخی از ناراحتی های دردناک را منجر می شود که برخی از آنها کشنده نیز هستند. عـناصـر آن در عـضلات و در چشم و مغز منتشر می شود. میان 5 تا 25 درصد کـسـانـیـکـه گوشت خـوک مصرف می کنند ناراحتی نـاشی از کـرم مزبور را دارند. (این کرم الـبـتـه در گوشت گاو نیز وجود دارد ولی کرم گوشت گاو خود بخود در انسان تکثیر نمی شود اما کرم گوشت خوک بـدون عـامل تکـثیر کننده تکثیر می شود. هـمـیـنطور کرم خوک مقاومت بیشتری نسبت به کرم گاو دارد و براحتی کشته نمی شود و خطرناک تر است).
ـــــــ گوشت خوک طبقـه طبـقه است و میان آنها پیه های متداخل در همدیگر وجود دارد که بالاترین نسبت روغـن حـیوانی را دارند، و روغـن آن نیز از خطرناکترین نوع روغـن است. ( درصـد پـیه در گوشت خوک 28 درصد است در حـالـیکـه مثلاً در گوشت گاو 4 و نیم درصد).
ـــــــ گوشت خوک مـقـادیر زیادی اسید دارد. (سایر حیوانات 90 درصد این اسید را پس میدهند ولی خوک فـقـط 2 درصـد آنرا پس می دهد). این اسید از جمله باعث الـتـهـاب مخ می شود.
یک متخصص آلـمانی نـتـیـجه مـطالعات خود و دیگران را در رابطه با گوشت خوک چنین بیان می کند: گوشت خـوک در مناطق گرم خطرناک تر از مناطق سرد است. در سودان و مناطق همجوار آن در یک شـرایط آب و هـوائی یکـسـانی تفاوت میان سلامتی کسانی که گوشـت خوک می خورند و و کسانیکه نمی خورند خـیـلی زیـاد است. هـمـیـنـطـور در هند در یک آب و هوای مشترک، کسانی که گوشت خوک نمی خورند از کسانی که می خورند از سلامتی بالاتری برخوردار هـستند، بیشتر عمر می کنند و توان کاری بیشتری دارند. مثلا فرد پیری که گوشت خوک نخورده حمالی می کـند و از ارتـفـاعـات بــالا می رود، در حالیکه آنکه خورده نمی توانـد این کارها را بکند و زودتر ضعف و بازنـشـسـتـگـی بـسراغ وی می آید. کسانیکه با تعالـیـم اسـلامی زنـدگی می کـنـنـد از سلامتی خـوب و بـالائی بـرخوردارند و بـیماریهائی که دیگران از مسائل تحریم شده دارند آنها ندارند. همینطور وی می گویـد در جریـان جـنـگ جهانی دوم از ارتش گـزارشی برای آنها می آید که می گوید: سربازان آلمانی دچار ناراحتی ها و آبله هائی در پاها می شده اند که آنها را از جنگ و تـحـرک بـاز می داشـتـه و علاج سرپائی نیز برای آنها کافی نبوده بلکه به پشت جبهه انـتـقـال داده می شـده انـد. در حالـیکه مـردمـی کــه در هـمان مناطق و همان آب و هـوا زنـدگـی می کرده اند آن ناراحتی ها را نداشته اند. پس از بررسی ها می بینند که ارتش تـقـریـبـاً هـمـه روزه از گوشت خوک استفاده می کند. گوشت خوک را قطع می کنند و آن ناراحتیها تمام می شود.
هـمـیـنطور می گوید پس از اتمام جنگ که وضعیت اقتصادی خراب می شود و خوک بوفور طبق روال عادی نبوده اندازه مراجـعـات به پزشک نسبت به دوران پیش از جنگ کاهش پیدا می کند. ولی با رونق گرفتن اقتصاد و خورده شدن گوشت خوک توسط طـبـقـه ای کـه وضع خوبی داشته، بیماریها دوباره در آنها شروع می شود، در حالیکه طـبـقـه فـقـیر که هنوز توان استفاده از گوشت خوک را نداشـتـه از سـلامتی بهتری برخوردار بوده است. و پـس از اینکه فـقـیـران نیز تـوان خریدن و خوردن آنرا پـیـدا می کـنند دوباره وضع بیماریها طـبق روال پیشینِ خود زیاد و هـمـه گـیـر مـی شـود. هـمـیـنـطـور وی می گوید که به آزمایشهای عملی در رابطه با گوشت خوک رو می آورد. 30 تا مـوش را با خـوراک خوک بزرگ می کند و 30 تای دیگر را با غذای عادی. آنهائـیـکه غذای خوک داده می شوند: سریعا بزرگ می شـونـد ـــ تـمـایلات تجاوزگرانه در آنـهـا ایـجـاد می شود، و دوست دارند که هـمـدیگـر را بخورند و بیماریهائی از قـبـیـل سـرطـان و بیماریهای پوستی در آنها ظاهر می شود، ولی آنهائی که غـذای عـادی بزرگ می شـونـد هـیـچـیـک از ایـن مـوارد در آنهـا ظاهر نمی شود. او محتاطانه می گوید در گوشت خوک سمی است که فهمیده نمی شود و روغن آن خطرناکـترین نوع روغن است. و مـوجـب تصلب شـرایین، بیماری قند، اختلال جریان خون، و نسبت بالائی از کلسترل را باعث می شود، و بافتهای آن فـسـفـر دارد که منجر به زیانهائی می شود.
حیوانات از بخش جلو مغز خود هدایت می شوند
إِنِّی تَوَکَّلْتُ عَلَى اللّهِ رَبِّی وَرَبِّکُم مَّا مِن دَآبَّةٍ إِلاَّ هُوَ آخِذٌ بِنَاصِیَتِهَا إِنَّ رَبِّی عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ
«من به خدا آفریننده خودم و آفریننده شماها توکل کردم، هیچ حیوانی وجود ندارد که او از ناحیه جلو مغزِ آن آنرا هدایت نکند».
تاکنون برخی از حیوانات شناخته شده اند که در مغز خود عـنصر قطب نمائی دارند، که به کمک جریانهای مغناطیسی شمالی ــ جنوبی زمین که در تصویر وضعیت آنرا می بینیم هدایت میشوند. حیوانات با عنصر قـطب نمائی خود محل زندگی و مسیر پرواز و حرکت خود را میشناسند.
اگر آهن ربائی را در نزدیکی مغـز یک پرنده ببندیم، سیستم جهت یابی مغز وی را مختل می کند و پرنده نمی تواند مسیر و محل زندگی خود را پیدا کند. (قرآن هر جانوری را (دابة) یعنی حیوان می نامد. و منظور ما از حیوانات در اینجا مطلق جانداران است که شامل پرندگان و حشرات و ماهی ها و غیره هـمه می شود).
گوشت ماهی
وَهُوَ الَّذِی سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْکُلُواْ مِنْهُ لَحْمًا طَرِیًّا وَتَسْتَخْرِجُواْ مِنْهُ حِلْیَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْکَ مَوَاخِرَ فِیهِ وَلِتَبْتَغُواْ مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ
« و اوست که دریا را برای شما مسخـّر کرد که گوشت سبک از آن بخورید». (طـَریّ بمعنی: تر و تازه ـــ نرم و آسان و سبک (از نظر کاربرد و کارکرد) ـــ و نم دار است).
آیه می گوید گوشت دریا (که عمدتاً ماهیها باشند)، از نظر کارکرد آسان و سبک هستند. ماهیها و خیلی از موجودات دریائی دارای روغنی مانند روغن زیتون هستند که برای معده سبک است، برای هضم آسان است، میزان غلظت خون را بالا نمیبرد بلکه بر عکس از کلسترول مضر کم میکند و کلسترول مفید را بالا میبرد که بنوبه خود از پیامدهای بد آن که از جمله راه بردن به ناراحتیهای قلبی است جلوگیری میکند.
پائین آوردن ارتفاع چهار یا هشت نوع از دامها
خَلَقَکُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنزَلَ لَکُم مِّنْ الْأَنْعَامِ ثَمَانِیَةَ أَزْوَاجٍ یَخْلُقُکُمْ فِی بُطُونِ أُمَّهَاتِکُمْ خَلْقًا مِن بَعْدِ خَلْقٍ فِی ظُلُمَاتٍ ثَلَاثٍ ذَلِکُمُ اللَّهُ رَبُّکُمْ لَهُ الْمُلْکُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ
« و (خدا) هشت جفت (4 نوع) از دامها را برای شما پائین آورد».
«اَنعَام»: در اصل حیواناتی هستند که برای فرد نَعمَة هستند، ( و نَعمَة یعنی چیزی که رفاه و برخورداری و فراخی زندگی را می آورد)، ولی به دامها (حیواناتی که انسان در کار و زندگی و اقتصاد خود از آنها استفاده میکند) و بیشتر به شتر و گاو و میش و بز اطلاق می شود. فعلِِ « اَنزَلَ» فعلِ ماضی از مصدر مزید «انزال» است، و اِنزال به معنی: پائین آوردن است. و منظور از پائین آوردن حیوانات مزبور برای انسان اینست که آنها در گذشته بلند بوده اند و برای کار و بهره وری انسان از آنها مناسب نبوده اند، و خدا ارتفاع آنها را بخاطر امکان استفاده انسان از آنها پائین آورده است. «ازواج»: در آیه می تواند بمعنی جفت باشد که در آنصورت هشت جفت بمعنی چهار نر و چهار ماده از چهار نوع از دامها می شود، و می تواند بمعنی "صنف" باشد که در آنصورت بمعنی هشت نوع از دامها خواهد بود.
فسیلهای پیدا شده حیوانات نشان می دهند که نسل برخی از حیوانات در گذشته از نظر بلندی بلندتر و از نظر حجم بزرگتر از نسل امروزی آنها بوده، و نسل برخی دیگر در گذشته کوچکتر از نسل امروزی آنها بوده است، و همینطور نشان می دهند که حیوانات چگونه در ضمن ده ها میلیون سال تغییراتی کرده اند.
یکی از آن حیوانات که نسل گذشته آن بلندتر و بزرگتر بوده شتر است. فسیل پای شتر که در تصویر می بینیم و در سوریه پیدا شده نشان میدهد که شتری که در گذشته زندگی می کرده دو برابر شتر امروزی بوده، و فسیلهای دیگر که مربوطه به دوران دیگری است نشان می دهد که شتر در گذشته 4 متر ارتفاع داشته است. بهر حال چنانکه آیه گفته خداوند ارتفاع آنرا برای انسان پائین تر آورده تا برای انسان قابل استفاده بشود. ارتفاع شتر امروزی به دو و نیم متر می رسد.
با تشکر از سایت قرآن شناسی به خاطر این مطلب
روشن است ،هدف از خلقت موجودی با عقل سلیم، هوش و حواس و قدرت تصمیم گیری این نیست که به بازیچه زودگذر عمر کوتاه دنیوی بپردازد. انسان در حضور خالق خود به آزمایشی گمارده می شود که بزرگترین حقیقت زندگی اوبه شمار می رود. این فیلم برای یادآوری این نکته ساخته شده است که این جهان صرفا کارگاه آزمایشی است و نوع بشر با گذراندن آن به نتیجه زندگی ابدی آخرت خواهد رسید..
برای دانلود فیلم اسرار آزمایش با فرمت wmv کلیک کنید.
برای دانلود فیلم اسرار آزمایش با فرمت 3gp(مخصوص موبایل)کلیک کنید.
لطفا این فیلم را در موبایل خود قرار داده و با استفاده از bluetooth به همه ی کسانی که می شناسید بفرستید.
جهان علم به سوى خدا باز مى گردد
ازآن جائی که اشخاصی تحت تأثیر افکار من به
گمراهی افتاده اند ، به این وسیله می خواهم زیان
عظیمی را که ممکن است به آنها زده باشم جبران کنمآنتونی فلو ( Anthony Flew)
گزارش از Harun Yahya
برگردان به فارسی توسط عبدالعلی بازرگان از نشریه Los Angeles Times
(Jan 14-2005 )
این روزها نشریات خبری سخنان ندامت آمیز « آنتونی فلو » را که روزگاری از فیلسوفان معروف ملحد و منکر خدا بود ، با آب و تاب منعکس می نماید.
آنتونی فلو استاد ۸۱ ساله انگلیسی از سن ۱۵ سالگی بر مسیر الحاد و انکار خدا پای گذاشت و با اولین مقاله ای که در سال ۱۹۵۰ در این زمینه نوشت جایگاهی در مباحث آکادمیک برای خود گشود.
در ۵۴ سال گذشته او به عنوان استاد در دانشگاههای آکسفورد ، آبِردین ، کیل و ریدینگ و به عنوان سخنران در بسیاری از دانشگاه های آمریکائی و کانادائی ، در مباحث علمی ، کتابها ، سخنرانی ها و مقالات خود از تِز بی خدائی دفاع کرده است. با این حال اخیراً تغییر عقیده خود را آشکارا اعلام کرده و پذیرفته است که جهان آفریده شده است .
فاکتور تعیین کننده و قاطع در چنین تصمیم رادیکالی ، روشنی و صریح بودن شواهدی است که در موضوع آفرینش توسط علم آشکار شده است.
او در برخورد با پیچیدگی های مبانی اطلاعاتی حیات دریافته است که ریشه و اساس حیات طرحی هوشمندانه دارد و فلسفه الحادی که ۶۶ سال با آن پیوند خورده باطل و فاقد اعتبار است . « Flew » دلایل زیر بنائی علمی تغییر عقیده خود را این گونه بیان کرده است :
« تحقیقات بیولوژیست ها روی DNA ( ساختار ژنتیکی ) پیچیدگی شگفت آور غیر قابل باوری از نظم و سازماندهی را نشان می دهد که لازمه تولید حیات است و چنین مقدمات و تناسباتی بدون دخالت اراده ای هوشمند ممکن نیست ».
« حتی اقدام به اندیشه و تصور تدوین یک تئوری طبیعت مدارانه از تکامل تدریجی باز تولید اولین اورگانیسم حیاتی بی اندازه مشکل است. »
« من به این نتیجه سوق داده شده ام که پاسخی برای این سئوال که چگونه اولین نشانه حیاتی از ماده غیر زنده ای پدید آمده و آنگاه در پیچیده ترین شکل خلقت توسعه یافته است ، وجود ندارد ».
تحقیق روی DNA ( ساختار ژنتیکی ) که Flew به عنوان دلیل زیر بنائی برای تغییر عقیده خود به آن اشاره می کند ، به راستی حقایق خیره کننده ای را درباره آفرینش به ظهور رسانده است . شکل مارپیچ حلزونی ملکول DNA، محتوای ژنتیکی کد های آن ، ردیف ها و لایه های هسته آن ( Nucleotide Strings ) که هرگونه پیدایش تصادفی کور را باطل می کند ، مخزن جامع و دائرة المعارفی عظیم اطلاعات درونی آن و بسیاری از یافته های خیره کننده علمی آشکار می سازد که ساختمان و عملکرد این ملکول با یک طرح ویژه ای برای حیات تنظیم شده است.
توضیحات دانشمندان در ارتباط با تحقیق روی DNA ، شواهدی بر این حقیقت می افزاید . به عنوان مثال فرانسیس کریک (Francis Crick ) یکی از دانشمندانی که شکل حلزونی DNA را کشف کرده است ، در رویاروئی با یافته های جدید در ارتباط با DNA تصدیق کرده است که اساس حیات معجزه ای را نمایان می سازد.
بر جسته ترین دانشمندی که به همه اطلاعات علمی در این روزگار دسترسی داشته باشد ، تنها می تواند ادعا کند که در برخی شرایط ممکن است منشاء حیاتی به گونه معجزه آسائی ظاهر شود ، اما شرایط بسیاری لازم است تا بتواند به حیات خود ادامه دهد .
بر اساس چنین محاسباتی ، پروفسور لِد آدلمن ( Led Adleman ) از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی ( USC ) در لس آنجلس اظهار داشته است که یک گرم DNA می تواند به اندازه یک تریلیون دیسک فشرده اطلاعات در خود انباشته سازد . جن مایرز ( Gene Myers ) دانشمندی که روی پروژه Genome کار می کند ، در برخورد با شگفتی های معجزه آسای نظم و ترتیبی که شاهد بوده است ، چنین اظهار کرده است :
« آنچه واقعاً مرا متحیر می سازد ، معماری ( ساختار ) حیات است . . . سیستم به صورت خارق العاده ای پیچیده است . به گونه ای است که به نظر می رسد از قبل طراحی شده است . . . در این جا هوشمندی حیرت آوری مشاهده می شود . »
خیره کننده ترین حقیقتی که درباره DNA وجود دارد ، این است که وجود اطلاعات کدهای ژنتیکی مسلماً با هیچ یک از موازین مربوط به ماده ، انرژی یا قوانین طبیعی قابل توضیح نمی باشد.
دکتر ورنر گیت ( Werner Gitt ) استاد فیزیک و تکنولوژی این حقیقت را چنین متذکر شده است :
« سیستم کد گذاری همیشه نتیجه یک تلاش مغزی است . . . چنین امری مؤکداً آشکار می سازد که ماده به خودی خود قادر بر ابداع هیچ کدی نمی باشد و در اینجا خلاقیت ضرورت دارد . . . هرگز نه قانونی در طبیعت شناخته شده است که از آن طریق ماده بتواند به اطلاعات دسترسی پیدا کند و نه هیچ فرآیند فیزیکی یا پدیده مادی تشخیص داده شده است که بتواند چنین کند.»
دانشمندانِ معتقد به آفریده شدن جهان (Creationist ) و فیلسوفان نقش مهمی را ، علاوه بر یافته های علمی ، در پذیرش این که جهان طراح هوشمندی داشته است برای « Flew » ایفا کرده اند . در روزهای اخیرFlew در مناظره های زیادی با دانشمندان و فیلسوفانی که طرفدار آفرینش هستند مشارکت کرده و با آنها تبادل نظر کرده است.
آخرین نشست در این زمینه مباحثاتی بود که توسط مؤسسه تحقیقات فوق علمی در ماه می سال ۲۰۰۳ در تگزاس برگزار شد .
Flew در مذاکراتی با فیزیکدان و نویسنده اسرائیلی « Roy Abraham Varghes » ، فیزیولوژیست ملکولی Schroeder Gerald و فیلسوف رومن کاتولیک «John Haldane » مشارکت داشته است.
« Flew» تحت تأثیر انبوه شواهد علمی تأیید کننده نظریه آفریده شدن جهان ، و تأثیر استدلال های قانع کننده طرف های مقابلش الحاد و بی خدائی را ترک کرده است . در نامه ای که نامبرده برای شماره اگوست – سپتامبر ۲۰۰۳ نشریه انگلیسی « فلسفه کنونی » نوشته است ، کتاب « Schroeder » را به نام « چهره پنهان خدا ، علوم حقیقت نهائی را آشکار می سازد » ، برای مطالعه توصیه کرده است ، هم چنین کتاب « جهان عالی بی نظیر» نوشته« Varghes » را . او ضمن مصاحبه ای با استاد فلسفه و خدا شناسی هابرماس« Gary R. Habermas » که نقش اصلی را در تغییر عقیده او ایفا کرده ، هم چنین در ویدیوی « آیا علوم خدا را کشف کرده » به وضوح تأکید کرده است که به طراحی هوشمندانه جهان ایمان دارد.
قران کریم در آیه 12 سوره رعد می فرماید:
هُوَ الَّذی یُریکُم البَرقَ خَوفاً و طَمَعاً و یُنشِیءُ السَّحاب الثِّقال.
او کسی است که برق را به شما نشان می دهد که هم مایه ی ترس است و هم امید، و ابرهای سنگین ایجاد می کند.
و همچنین خداوند در سوره ی نور ایه 43 می فرماید :
اَلم تر أنَّ الله یُزجی سَحابا ًثمَُ یُولِّفُ بَیَنهُ ثُمَّ یجَعَلُهُ رُکاماً فَتَریَ الوَدَق یَخرُجُ مِنَ خِلالِهِ و یُنَزَّلَ مِن السَّماءِ... .
آیا ندیدی خداوند ابر ها را به آرامی می راند، سپس بین آن ها پیوستگی و اتصال برقرار می سازد، سپس ازآن ها را یکی برروی دیگری انبوه می نماید، سپس باران را می بینی که از لابلای آن خارج می شود؟...(نور/43)
برخی از محققان می گویند منظور از پیوستگی (یولفّ)در آیه فوق ،ایجاد الکتریسیته است که خبر نوید بخش نزول باران را به انسان می دهد و بر اثر برخورد ابر هایی که دو بار منفی و مثبت دارند تخلیه ی الکتریکی به صورت نور و غرش ظاهر می شود.
همان طور که بیان شد ابر ها دارای نیروی الکتریسیته هستند. این واقعیت علمی را فرانکلین برای نخستین بار در سال 1752 به ثبوت رسانید و دانشمندان پس از او به تعمق و تأمل بیشتری در باب پیداش ابر ها و انحاءِ گوناگون آن پرداختند.
یکی از پژوهشگران آیات قرآنی درباره ی رعد و برق می نویسد :امروز مسلم شده که جریان رعد و برق مربوط به تخلیه ی الکتریکی است که بین دو قطعه ی ابر با الکتریسیته های مختلف حاصل می شود و در واقع همان طور که وقتی دو سیم برق به هم نزدیک شود جرقه ای می زند که هم دارای صدا و حرکت است، همین معنی در میان ابر ها رخ می دهد :
((برق))جرقه ی عظیم ان است و رعد صدای جرقه ی ان است . این نکته نیز جالب توجه است که در همان حال که ابر های متراکم تا نزدیکی های زمین را می پوشانند و هوا تاریک میشود و صدای غرش رعد و روشنایی برق شنیده و دیده می شوند تند بالاهای بالابر سبب می گردد که ابرها حامل دانه های درشت و فراوان شوند و بسیار ثقیل و سنگین گردند.
این واقعیت همان چیزی است که درآیه 12سوره ی رعد گذشت (و یُنشِیَء السَحابِ الثِّقالِ)یعنی ابر های سنگین ایجاد می کند.
دکتر موریس بوکای دانشمند تازه مسلمان شده ی فرانسوی یکی دیگر از پژوهشگران قرآن است که چندین سال از عمر خود را صرف تحقیق در آیات نموده است.وی درباره ی آیات فوق که مطابق دانش امروزقلمداد کرده است چنین می نویسد :در این دو آیه از همبستگی آشکار میان دو تشکیل ابرهای حامل باران و تگرگ و تولید برق و صاعقه سخن گفته می شود در اولی میل و اشتیاق وجود دارد زیرا مفید فایده است ،و دومی باعث ترس و خوف است وفرود امدنش دارای تابع اراده وتصمیم کامله ی خداوند است. رابطه ی میان این دو پدیده مطابق با اطلاعاتی است که که در حال حاضر از الکتریسته جوی داریم.
مطلب شگفت انگیز دیگر از آیات علمی قران درباره ی مقدار ثابت نزول قران در سطح جهان است.دانشمندان علم جهان شناسی که همین چند دهه ی اخیرموفق به ثبت و ضبط باران نازل شده درسطح جهان شده اند،می گویند : درهر ثانیه بر روی کره ی زمین 17میلیون تن باران می بارد که مساوی با 536 تریلیون (536000 میلیارد ) تن در سال است و این رقمی است ثابت و لا متغیر.
اما قرآن مطلب فوق را قرن ها پیش در یک آیه ی کوتاه مختصر و مفید و رسا به جهانیان اعلام داشته است آنجا (سوره ی زخرف ایه ی 11)که می فرماید :
و اَلّذی نَزَّلَ مِن السَماءِ ماءً بِقَدرِه... .
و او کسی است که از آسمان آابی فرستاد به اندازه ی معیین ....
حال خواننده ی گرامی خود قضاوت کند که اگر آیات قران اعجاز نیست پس چیست؟کدام بشر عادی می توانست چهارده قرن پیش در جاهلی ترین محیط جهان این گونه مطالب علمی را که علم بشر تازه بدان دست یافته است اظهار کند ؟جز این که اعتراف کنیم قران حق است و آورنده ی این آیات از جانب خدا مبعوث گشته است.
منبع:مطالب شگفت انگیز قران نوشته ی گودرز نجفی
((برق))جرقه ی عظیم ان است و رعد صدای جرقه ی ان است . این نکته نیز جالب توجه است که در همان حال که ابر های متراکم تا نزدیکی های زمین را می پوشانند و هوا تاریک میشود و صدای غرش رعد و روشنایی برق شنیده و دیده می شوند تند بالاهای بالابر سبب می گردد که ابرها حامل دانه های درشت و فراوان شوند و بسیار ثقیل و سنگین گردند.
این واقعیت همان چیزی است که درآیه 12سوره ی رعد گذشت (و یُنشِیَء السَحابِ الثِّقالِ)یعنی ابر های سنگین ایجاد می کند.
دکتر موریس بوکای دانشمند تازه مسلمان شده ی فرانسوی یکی دیگر از پژوهشگران قرآن است که چندین سال از عمر خود را صرف تحقیق در آیات نموده است.وی درباره ی آیات فوق که مطابق دانش امروزقلمداد کرده است چنین می نویسد :در این دو آیه از همبستگی آشکار میان دو تشکیل ابرهای حامل باران و تگرگ و تولید برق و صاعقه سخن گفته می شود در اولی میل و اشتیاق وجود دارد زیرا مفید فایده است ،و دومی باعث ترس و خوف است وفرود امدنش دارای تابع اراده وتصمیم کامله ی خداوند است. رابطه ی میان این دو پدیده مطابق با اطلاعاتی است که که در حال حاضر از الکتریسته جوی داریم.
مطلب شگفت انگیز دیگر از آیات علمی قران درباره ی مقدار ثابت نزول قران در سطح جهان است.دانشمندان علم جهان شناسی که همین چند دهه ی اخیرموفق به ثبت و ضبط باران نازل شده درسطح جهان شده اند،می گویند : درهر ثانیه بر روی کره ی زمین 17میلیون تن باران می بارد که مساوی با 536 تریلیون (536000 میلیارد ) تن در سال است و این رقمی است ثابت و لا متغیر.
اما قرآن مطلب فوق را قرن ها پیش در یک آیه ی کوتاه مختصر و مفید و رسا به جهانیان اعلام داشته است آنجا (سوره ی زخرف ایه ی 11)که می فرماید :
و اَلّذی نَزَّلَ مِن السَماءِ ماءً بِقَدرِه... .
و او کسی است که از آسمان آابی فرستاد به اندازه ی معیین ....
حال خواننده ی گرامی خود قضاوت کند که اگر آیات قران اعجاز نیست پس چیست؟کدام بشر عادی می توانست چهارده قرن پیش در جاهلی ترین محیط جهان این گونه مطالب علمی را که علم بشر تازه بدان دست یافته است اظهار کند ؟جز این که اعتراف کنیم قران حق است و آورنده ی این آیات از جانب خدا مبعوث گشته است.
منبع:مطالب شگفت انگیز قران نوشته ی گودرز نجفی
آیا خدا وجود دارد؟ پیچیدگی مغز انسان نشان میدهد که هوش و بصیرتی برتر در ورای آن وجود دارد.
مغز انسان . . . همزمان و در آن واحد حجم شگفتانگیزی از اطلاعات را دریافت میکند. مغز شما قادر است اطلاعاتی از قبیل رنگها و اشیائی را که میبینید، دمای محیط اطراف، مقدار فشاری که پای شما بر زمین وارد میکند، صداهای پیرامونتان، احساس خشکی دهانتان و حتی نوع جنس صفحة کلید کامپیوترتان را دریافت کند. مغز شما محل تجمع و دریافت تمامی احساسات، افکار و خاطرات شما میباشد. مغز شما در آن واحد مراقب و پیگیر اعمال دیگری است که در بدن شما در حال انجام گرفتن است مانند الگوی تنفسی، حرکات پلک، گرسنگی و حرکات ماهیچههای دستان شما.
مغز انسان میتواند در هر ثانیه بیش از یک میلیون پیام را دریافت کند. مغز شما تمامی دادهها را سنجیده و پیامهایی که از اهمیت چندانی برخوردار نیستند را تصفیه میکند. در نتیجة عمل غربال اطلاعات و دادهها، برای شما این امکان به وجود میآید که در دنیای خود بتوانید تمرکز کرده و عملکردی موثر داشته باشید.
آیا به نظر شما مغزی که دارای چنین قابلیتی است که میتواند در هر ثانیه با بیش از یک میلیون اطلاعات مختلف سر و کار داشته باشد، در حالی که همزمان اهمیت این اطلاعات را نیز سنجیده و به شما این امکان را میدهد تا در ارتباط با معتبرترین اطلاعات موجود عمل کنید، ممکن است بر حسب شانس و اتفاقی به وجود آمده باشد؟
آیا صرفاً علل بیولوژیکی باعث شدهاند تا بافتهای مناسب، جریان خون و یاختههای عصبی شکل بگیرند؟ مغز انسان تنها یک عضو حیرتانگیز نیست که وظایفی بر عهده دارد، بلکه بیش از یک عضو است. مغز انسان دارای هوش و فراست است، مغز قابلیت استدلال، احساس، حرکت و ارتباطسنجی را دارد. چگونه میتوان مغز انسان را توضیح داد؟ 

آیات اولیه سوره قمر حاکی از این است که ماه در گذشته شکاف عظیمی برداشته و دو نیم شده است و عکسهایی که توسط فضانوردان موسسه ناسا از سطح کره ماه گرفته شده است شکافهایی را بر روی این کره نشان میدهد که وقوع این معجزه عظیم را اثبات میکند.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)، متن فوق بخشی از سخنان آیتالله بیآزار شیرازی در نشست «شقالقمر معجزه پیامبر اعظم (ص) با استناد به تحقیقات ناسا» است که به همت معاونت فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی (مرکز پژوهشها و فعالیتهای قرآن و عترت)، 12 مهرماه در نمایشگاه بینالمللی قرآن کریم برگزار شد. ...
دکتر عبدالکریم بیآزار شیرازی با قرائت آیه «اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ» گفت: همانطور که میدانید در قرآن سورهای بهنام «قمر» آمده است. ابتدای این سوره در مورد معجزه بزرگی است که توسط پیامبر (ص) برای مردم مکه ارائه شده است و آن مسأله این است که مردم مکه مانند سایر امم پیشین وقتی با معجزات طبیعی مواجه میشدند آن را حمل بر سحر و جادو میکردند تا این که مطرح کردند که چگونه متوجه شدیم که او پیامبر (ص) است؛ زیرا هر کاری که او انجام میدهد میگویند سحر است.
وی گفت: در این رابطه سران قریش گفتند که سحر جادو در آسمان کارگر نیست بیایید یک معجزه آسمانی از پیامبر (ص) بخواهیم، نزد حضرت رسول (ص) رسیدند و گفتند: اگر تو واقعاً پیامبر خدا هستی و کارهایت گرو جادو نیست، ماه را دو نیم کن. حضرت (ص) فرمودند: اگر من از خدا بخواهم و خداوند این کار را انجام دهد آیا واقعا مسلمان میشوید؟ پاسخ دادند: بله.
وی افزود: ماه در حالت بدر بود که سبب هنگام پیامبر (ص) با سران قریش در طبیعت رفتند و پیامبر آنجا از خداوند متعال درخواست کردند که ماه شکافته شود و این معجزه را مردم مشاهده کنند.
با این دعا ماه شکافته شد به طوری که از میان دو نیمه ماه کوه احر را مشاهده میکردند زمانی که این منظره را مشاهده کردند ابوجهل که عناد نسبت به پیامبر (ص) میورزید گفت: ما مطمئن نیستیم که این سحر نباشد، ما صبر میکنیم تا مردمانی که از صحرا باز میگردند بیایند و از آنها بپرسیم که آیا این صحنه را دیدهاند یا نه؟ و اگر گفتند که دیدیم پس جادو نیست پس از مدتی افرادی از صحرا بازگشتند و مورد سئوال قرار گرفتند و در پاسخ گفتند آری ما دیدیم که ماه دو نیم شده است در عین حال برخی دست از عناد برنداشتند.
وی در ادمه سخنانش گفت: در این زمینه آیات اولیه سوره قمر نازل شده است آنچه که این آیات بیان میکند این است که ماه در گذشته شکاف عظیمی برداشته است و دو نیم شده است و صریحا میفرماید: «وَانشَقَّ الْقَمَرُ» دوم اینکه شکاف آنقدر بزرگ است که به عنوان آیت خدا یا معجزه الهی یاد شده است «و إن یروا آیة اگر ببیند این آیت و معجزه الهی» راه سوم برخی شکافته شدن ماه را مشاهده کردند؛ اما این را باز به حساب سحر و جادو گذاشتند و «وَ یَقُولُوا سِحْرٌ مُّسْتَمِرٌّ» برخی این معجزه را تکذیب کردند و «وَ کَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا» و بسیاری فعل گذشته «انشَقَّ» را به فعل مضارع که در آینده است تفسیر کردند و این دو نیم شدن به عنوان یکی از آثار ظهور صورت میگیرد.
وی گفت: اما این معجزه مانند معجزه قرآن یک معجزه باقیه شده؛ زیرا بزرگترین امتیاز دین اسلام این است که معجزه دارد، شما اگر از یک یهودی یا یک مسیحی بپرسید که آیا شما معجزهای در دست دارید که نشان دهد دینتان بر حق است میگویند ما عصای موسی (ع) را نداریم که به شما نشان دهیم چگونه اژدها میشود. مسیحیان نیز میگویند ما حضرت عیسی (ع) را نداریم که برای شما مرده را زنده و یا مریض را شفا دهد تا این که شما متوجه شوید.
وی افزود: اما اگر از یک مسلمان بپرسند شما دلیلی بر حقانیت دینتان دارید پاسخ میدهند من یک معجزهای داریم که معجزه باقیه است و مطالب بسیار مختلفی را در زمینههای متفاوت بیان کرده است که امروزه دانشمندان میتوانند آن را مشاهده کنند یکی دیگر از معجزات پیامبر (ص) و آثارش را فضانوردانی که با آپولو به کره ماه رفتند مشاهده کردند و سالها در رابطه با آن مطالعه و تحقیق کردهاند که بحث امشب ما در این باره است.
وی گفت: در این زمینه شخصیتی بهنام دکتر «دیوید پیت کوک» که هم اکنون رئیس کرسی حزب اسلامی بریتانیا است میگوید: من به وسیله آیه «اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ» مسلمان شدم.

وی میگوید: من علاقهمند به مطالعه ادیان تطبیقی بودم درباره همه ادیان مطالعه کردم به دین اسلام رسیدم، دوستی مسلمان داشتم به او گفتم من میخواهم در رابطه با اسلام تحقیق کنم، قرآنی با ترجمه انگلیسی به من داد و من خوشحال شدم. شب هنگام همین که قرآن را ورق میزدم نظرم جلب سوره قمر شد آن را باز کردم ببنیم قرآن درباره ماه، چه گفته است دیدم قرآن بیان کرده «اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ» آن قدر به فکر فرو رفتم و از خدا پرسیدم، بر فرض ماه شکافته شد چگونه دو مرتبه به حالت اولی بازگشت هرچه به فکرم مراجعه کردم برایم قابل هضم نبود به طوری که از قرآن منزجر شدم و آن را کنار گذاشتم و این آیه مرا از مطالعه قرآن منصرف کرد.
وی ادامه میدهد: از آنجایی که کارم خالصانه بود. چند شب بعد تلویزیون برنامهای را دیدم که سه فضانورد را نشان میداد که مطالعات خود را در روی کرده ارائه میکنند. مجری برنامه این سوال را از فضانوران میپرسید که شما بودجه بسیار سنگینی را به کره ماه بردید در صورتی که در کره زمین این همه مردم نیازمند هستند آیا بهتر نبود این پولها را خرج مردم کره زمین میکردید؟ فضانوردان در پاسخ گفتند: پولهایی که ما خرج این سفرها کردیم به بیراهه نرفته است بلکه ما به یک حقایقی دست یافتیم که اگر چندین برابر این پول را خرج میکردیم باز هم ارزشمند بود. مجری میگوید این حقیقت چه بود این همه ارزش داشت؟، آنها گفتند: ما از قبل با رصد کردن ماه شکافهایی را بر روی این کره مشاهده کرده بودیم؛ اما به هیچ وجه نمیتوانستیم در رابطه با آنها اظهارنظر کنیم تا این که به کره ماه رفتیم و توسط آپولوی 10 ،عکسبرداری کردیم و ما از فاصله 14 کیلومتری تصاویری را مشاهده کردیم که اینها به خوبی نشان میداد که این ماه در گذشته یک شکاف عظیمی برداشته است و زمانی که با آپولوی 11 بر سطح کره ماه فرود آمدیم از نزدیک این شکافها را مشاهه کردیم. آنها ادامه دادند و گفتند ما اگر میخواستیم این مسائل را برای مردم بیان کنیم کسی حرف ما را نمیپذیرفت تا این که این سفرهای مکرر باعث شد که ما چنین کشف مهمی را انجام دهیم.
فضانوردان گفتند: موسسه ناسا سالها در این رابطه مطالعه و تحقیق انجام داده است و مقالاتی فراوانی در این رابطه ارائه دادهاند. در این رابطه شکافهایی فراوانی را میتوان توسط عکسها بر روی کره ماه دید این شکافها بر سه نوع است؛ اول شکافهای مارپیچی است دوم شکافهای دایرهای است که گاهی قطرش به هزار کیلومتر میرسد و آخر شکافهای مستقیمی است که به طور کمربندی دور ماه را گرفته است. دانشمندان احتمال میدهند که شکافهای دایرهای در اثر سقوط سنگهای آسمانی است؛ اما شکافهایی کمربندی که دور ماه را گرفته است نمیتواند با سقوط سنگ آسمانی پدید آمده باشد. آنها ادامه دادند: طبق تصاویری که از توسط فضانوردان ارائه شده است کاملا مشخصی میشد که این دو نیم کره چگونه پس از جدا شده از هم به یکدیگر جوش خورده و متصل شدهاند.


وی ادامه داد: دکتر «دیوید پیت کوک» افزود که مسئله شکاف و جوش خوردن در کره زمین هم اتفاق میافتد، در زیر اقیانوسها شکافهای عظیمی ایجاد میشود و سپس با مواد مذاب به هم جوش میخورد که گاهی سبب به وجود آمدن کوههای عظیمی در زیر اقیانوسها میشود. این موضوع را یک دانشمند آلمانی کشف کرده است که این قارههای کره زمین ابتدا یکی بودند یعنی تمام این خشکیها روزی یکی بوده و لذا اگر این قطعات قارهها را هم نزدیک کنیم همه به هم متصل میشوند و یک قاره را تشکیل میدهند و این در اثر شکافی است که در زیر اقیانوس به وجود آمده است و روز به روز به این امتداد قارهها افزوده میشود و فاصله آن بیشتر میشود به طوریکه سالی چند صدم سانتیمتر این فاصلهها افزایش مییابد و این همان معجزه قرآن کریم است که فرموده: «وَالأَرْضَ مَدَدْنَاهَا» یعنی ما خشکی را کشش و گسترش دادیم و هم میتواند یکی از نکات جالبی باشد که قرآن کریم آمده است و علم روز و دانشمندان آن را کشف کردهاند.
بیآزار شیرازی در ادامه سئوالی طرح کرد و گفت: یک بحثی که این جا مطرح است آن است که اگر شق القمر در زمان پیامبر (ص) صورت گرفته است چگونه مکانهای دیگر آن را ندیدهاند و فقط در عربستان مشاهده کردهاند.
وی در پاسخ به سئوالش گفت: در این باره آثاری است که نشانگر این موضوع است که این معجزه را تنها در عربستان ندیدهاند بلکه در کشورهای دیگر هم دیده شده است در یکی از نسخ خطی هندی که در موزه بریتانیا در شهر لندن قرار دارد درباره مشاهده شقالقمر در 14 قرن پیش سخن گفته شده است و یکی از دانشمندان اسلامی بهنام دکتر «محمد حمیدا» در کتابش که درباره زندگی پیامبر اکرم (ص) است آن را نقل کرده است.
حجتالاسلام بیآزار شیرازی ادامه داد: او میگوید: یکی از پادشاهان منطقه جنوب غربی هند این انشقاق را در زمان خود مشاهده کرده و مردم این مشاهده را نقل کردند و بعد که عدهای از تجار مسلمان به هندوستان سفر میکنند زمانی که به این شهر میرسند خبر شقالقمر را میشنوند و میگویند ما در هندوستان این واقعه را مشاهده کردیم این تجار صحت حرف آنها را تأیید میکنند و میگویند این معجزه اسلام (ص) است و پادشاه هند فرزند خود را به عربستان میفرستند تا تحقیق کند و زمانی که متوجه میشود این معجزه پیامبر (ص) بود مسلمان میشود.
دیوید پی کوک میگوید: با دیدن این برنامه انقلابی در من به وجود آمد و چه عجیب معجزه خداوند به دست پیامبر خود 14 قرن قبل ارائه کرده و امروزه این فضانوردان به راحتی آن را مشاهده کردند و در اختیار ما قرار دادهاند.
بیآزار شیرازی در توضیح این مسأله که دانشجویان علوم قرآن و حدیث چگونه میتوانند در زمینه تفسیر علمی داخل شوند گفت: در گذشته بعضیها آیات قرآنی را با اقوال دانشمندان مقایسه و بررسی میکردند بعد این اشکال به آنها وارد شد که این فرضیهها و نظریهها تغییر میکند و قرآن یک امر ثابت است و اگر بخواهیم قرآن را با نظریات دانشمندان تطبیق دهیم بعد که این نظریه تغییر یافت قرآن را از آن وجاهت میاندازد.
وی افزود: ولی من معتقدم که آنچه را که قرآن بیان کرده است اصل قرار میدهیم و آنچه را که علم روز بیان کرده است اگر مطابق باشد میآوریم و این چنین نبود که قرآن را به خورد نظریه دانشمندان دهیم بلکه عکس این قضیه بود. امروزه کاملا وضعیت متفاوت شده است اصلا موضوعاتی را با رأسالعین مشاهده میکنیم مانند معجزه شقالقمر که به رأسالعین توسط دانشمندان غربی دیده و توضیح و تبین شده است و این فرضیه و نظریه فلان دانشمندان نیست و تغییر در آن صورت نمیگیرد. مثلا کروی بودن زمین زمانی فرضیه بود به طوری که تا زمان مرحوم صاحب حدائق میگفتند زمین مسطح است ام امروزه کروی بودن زمین را مشاهده و عکسبرداری کردند.
وی در ادامه سخنانش گفت: همچنین بسیاری از حقایق علمی قرآن را امروزه مشاده کردهاند منتهی موضوعات قرآن که علمی است به گفته خود قرآن «قُلْ أَنزَلَهُ الَّذِی یَعْلَمُ» خداوند این قرآن را با علم خودش نازل کرده است نه با علم بشری یعنی علمی وسیع که ارتباط با خدا، آخرت، طبیعت و ماورالطبیعه دارد برخلاف علم بشری که بسیاری محدود است بنابراین قرآن خود وعده کرده است «سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ» مابهزودی آیات خود را در کیهان و آفرینش خود انسان را به انسانها نشان خواهیم داد تا معلوم شود خداوند حق است.

بیآزار شیرازی در ایان سخنانش گفت: قرآن حق است چرا که خود میفرماید: «وَیَرَى الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِی أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ هُوَ الْحَقَّ» آن کسانی که اهل علم هستند متوجه میشوند که آنچه که بر تو نازل شده است حق است امروزه بسیاری از دانشمندان بزرگ در آمریکا و اروپا با مشاهده این آیات درباره کیهان و آفرینش بشر و این آیات بسیار با عظمت مسلمان میشوند. ولی متأسفانه ما آیات قرآنی را بسیار سطحی نگاه میکنیم و تنها قرائت میکنیم «وَکَأَیِّن مِّن آیَةٍ فِی السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ یَمُرُّونَ عَلَیْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ» چه بسیار آیاتی که در آسمانها و زمین است و اینها از آن عبور کرده و روی میگردانند.
منبع:http://www.tebyan.net
منبع: http://www.pa.msu.edu/people/frenchj/moon/index2.html
شق القمر از دیدگاه علمی
اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ * وَ إِنْ یَرَوْا آیَةً یُعْرِضُوا وَ یَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ
نزدیک گشت ساعت و شکافته گشت ماه. و هرگاه ببینند آیتی روی گردانند و گویند افسونی است نیرومند
معجزه دو نیمه شدن ماه (شق القمر)
طبق روایت مشهور (بعضی ادعای تواتر آن را هم کرده اند) میان عامه و خاصه روزی مشرکان نزد پیامبر (ص) آمدند و گفتند: اگر راست می گویی و تو پیامبر خدایی ماه را برای ما دو پاره کن. پیامبر گفت: اگر این کار را انجام بدهم، ایمان می آورید؟ گفتند: آری. و آن شب، شب چهاردهم ماه بود، پیامبر از پیشگاه پروردگار تقاضا کرد آنچه را خواسته اند به او بدهد، ناگهان ماه دو نیمه شد و پیامبر آنها را یک به یک صدا می زد و می گفت ببینید! ولی باز هم ابوجهل ها ایمان نیاوردند و گفتند محمد (ص) ما را سحر و جادو کرده است. این داستان با اختلافات کمی در کتاب های مختلف شیعه و سنی آمده است. (2)
شق القمر از نظر تاریخی
ایرادی که بعضی به مسئله شق القمر گرفته اند این است که اگر این امر واقعیت داشت با آن همه اهمیتی که دارد باید در تواریخ جهان ثبت می شد در حالی که چنین نیست و این واقعه فقط در تواریخ اسلامی ثبت شده است. در تفاسیر مختلف قرآن سعی کرده اندبه طرق مختلف به این ایراد پاسخ بدهند. (3) مثلا در تفسیر نمونه به طور خلاصه اینطور پاسخ این ایراد داده شده است:
الف) باید توجه داشت که ماه همواره در نیمی از کره زمین قابل رویت است، نه در تمام آن، بنا بر این نمی از مردم روی زمین از این حساب خارجند.
ب) در نیمی از همین نیمکره نیز اکثریت قریب به اتفاق آنها خوابند. زیرا بعد از نیمه شب است. به این ترتیب تنها یک چهارم از مردم جهان می توانند از چنین حادثه ای با خبر شوند.
ج) در بخش قابل رویت نیز هیچ مانعی ندارد که قسمت های قابل توجهی از آسمان ابری و چهره ماه با ابر پوشیده شده باشد.
د) حوادث آسمانی در صورتی جلب توجه می کنند که یا مانند صاعقه ها توام با سر و صدای شدید باشند، یا مانند خسوف و کسوف، کلی نور به طور کامل قطع شود. آن هم برای یک مدت نسبتا طولانی.
هـ) به علاوه وسائل ثبت مطالب در تاریخ و نشر آن در آن زمان ها محدود بود، و حتی تعداد باسوادها بسیار کم بودند و کتاب های خطی بود، مثل امروز نبود که حوادث مهم، برق آسا به وسیله رادیوها و تلویزیون ها و مطبوعات در سراسر جهان منتشر شود. با توجه به این جهات، هرگز نمی توان از عدم ذکر این حادثه در غیر تواریخ اسلامی تعجب کرد، و آن را دلیلی بر نفی آن گرفت. (4)
این پاسخ معقولی است ولی بسیاری از مفسران از روایات کهن هند آگاهی نداشته اند. اما شادمان می شدند اگر خبر می یافتند که در آن پاره از جهان حکایت می کنند که فردی به نام شاه Shakrawati Farmad در جنوب هند به راستی دو نیمه شدن ماه را به چشم دید. به همین نحو می گویند که مسلمان شدن مردم نخستین آبادی های مسلمان شبه قاره هند در نتیجه همین معجزه صورت گرفته است و آنها که این واقعه را رویت کرده بودند مدتی بعد که مسلمانان به آنجا رسیدند به این معجزه گواهی دادند و ایمان آوردند. خانم آنه ماری شیمل در کتاب And Muhammad Is His Messenger به این موضوع اشاره می کند. (5) (6) جالب است یاد آور شویم که در اواخر قرون وسطا، مینیاتوری در دربار کوته راجپوت (هندو) نقاشی شده است که شق القمر را با همه جزئیات آن نمایش می دهد. (7)
می گویند نیل آرمسترانگ بر سطح ماه خط مستقیمی دید و درازای آن را حدود 240 کلیومتر برآورد کرد، که به روشنی ثابت می کند ماه در زمان های قدیم دو نیمه شده بود. (8) در امتداد همین خط The Straight Wall قرار گرفته است که دیواری است به طول حدودا 110 کیلومتر که دانشمندان علت به وجود آمدن آن را یک زلزله در زمان های قدیم می دانند. ارتفاع این دیوار طبیعی که از برخورد گسل های ماه به وجود آمده است به 300 متر می رسد.
(منبع) ببینید برخورد چقدر شدید بوده است که دیواری به این عظمت به وجود آورده است. واقعا این دیوار در اثر یک زلزله به وجود آمده یا ..؟
The Straight Wall. It's about 70 miles long. It's actually a fault line formed from a moonquake in the ancient past. The