وجود خورشید ها و ماه های دیگر در کائنات
وَمِنْ آیَاتِهِ اللَّیْلُ وَالنَّهَارُ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ لَا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَلَا لِلْقَمَرِ وَاسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِی خَلَقَهُنَّ إِن کُنتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ
« نه به خورشید و نه به ماه هیچکدام سجده نکنید، بلکه به خدائی سجده کنید که آنها را (یعنی: ماهها و خورشیدها را) آفـرید».
نکـتـه آیه: خورشیدها و ماهها وجود دارد:
در زبان عربی «ضـمـیـر» برای مفـرد (یکی) و برای مثنی (دوتا) و برای جمع (سه تا و بالاتر از آن) صـرف مـی شود. آیـه از مـاه و خـورشـیـد که دوتا هستند صحبت می کند ولی بجای ضمیر دوتائی مناسبِ آنها که «هُـمـا» به معنی «آنـدو» باشد، ضمیر جمع «هُـنَّ» به معنی «آنـهـا» بکار برده است. یعنی می گوید: به خدائی سجده کنید که خورشـیـدها و ماهـهـا را آفـرید.
در زمـان محـمـد و تا پیش از اختراع تـلـسـکـوپ کـسـی خورشـیدی و ماهی غیر ماه و خورشیدی که می بینیم را نمی شناخت. از زمـان اختراع و بکارگیری تـلـسـکـوپ (هـزار سـال پـس از محمد) تا کـنون (در منظومه شمسی) دهـها ماه کشف شـده است. تعداد ماه های سیاره مـشـتری که تا کنون شـنـاخـتـه شده 16 تا است، مریخ دو تا، کـیوان 19 تا، اورانـوس 15 تا و نپتون 8 تا.
خـورشـیـد نـیـز چنانکه آیـه آنرا جمع بسـته تنها خورشید منظومه شمسی ما نیست، بلکه در هـسـتی مـیـلـیاردهـا خـورشـیـد وجود دارد.
بازتاب نور خورشید توسط ماه
«اوست که خورشید را نور اصلی و ماه را نور بازتابی قرار داد».

«ضیاء و ضوء» درخشش و تابشی است که از خود شئ ساطع می شود، مانند تابش و درخشش چراغ و شمع. و «نور» روشـنـائی و تابـشی است که از خـود شئ ساطع نمی شود بلکه بازتاب تابش ضیاء است. و اینکه آیه می گوید: خـورشـیـد «ضیاء» است و ماه «نور»، به این معنی است که تابش خورشید از خود آن است ولی تابـش ماه از خـود آن نیست بـلـکه بازتاب تابش خورشید است. (این موضوع در سوره نوح و به نقـل از حضرت نوح آمـده. یعـنی وی چند هـزار سال پـیش از میلاد حضرت مسیح به مـردم گـفـتـه بـوده که: تـابـش خـورشید از خود آن و تابش ماه بازتاب تابش خورشید است. ولی مردم طـبـق معـمـول بوی می خندیده اند).
هُوَ الَّذِی جَعَلَ الشَّمْسَ ضِیَاء وَالْقَمَرَ نُورًا وَقَدَّرَهُ مَنَازِلَ لِتَعْلَمُواْ عَدَدَ السِّنِینَ وَالْحِسَابَ مَا خَلَقَ اللّهُ ذَلِکَ إِلاَّ بِالْحَقِّ یُفَصِّلُ الآیَاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ
معجزات علمی قرآن در کیهان شناسی!
عمر دنیا و زمین و انبساط آن (بیگ بنگ) - سیاه چاله ها و ستاره های نوترونی همگی گوشه ای از معجزات قرآن است!
نسبت عمر دنیا به عمر زمین:
سوره ی 50 (ق): آیه ی 38:
"ما آسمان ها و زمین و آنچه در میان آنهاست در شش روز آفریدیم و هیچ گونه رنج و سختی ای به ما نرسید"
سوره ی 41 (فصلت): آیه ی 9:
"بگو: آیا شما به آن کس که زمین را در دو روز آفرید کافر هستید و برای او همانندهایی قرار می دهید؟ او پروردگار جهانیان است!"
امروزه دانشمندان با توجه به شواهد موجود عمر زمین را 4.5 میلیارد سال پیش بینی می کنند.
این در حالی است که عمر دنیا 13.5 میلیارد سال برآورد شده است.
در قرآن آمده که زمین در دو روز و دنیا در شش روز خلق شد. (عمر دنیا 3 برابر عمر زمین است).
اگر این موضوع را با شواهد عینی امروز مقایسه کنیم هیچ کمبودی دیده نمی شود!
عمر دنیا (13.5 میلیارد سال) را بر عمر زمین (4.5 میلیارد سال) تقسیم کنید.
جواب 3 بدست می آید.
این بدان معناست که علم امروز نیز به این مسئله رسیده که عمر دنیا 3 برابر عمر زمین است!
سیاه چاله ها و ستاره های نوترونی:
سوره ی 86 (طارق): آیات 1 تا 3:
"سوگند به آسمان و کوبنده ی شب! و تو نمی دانی کوبنده ی شب چیست. همان ستاره ی ثاقب است!"
در عربی "ثقب" به معنای چاله و "ثاقب" به معنای چیزی است که چاله را ایجاد می کند.
نسبیت عام پیش بینی می کند که سیاه چاله ها از ستاره های نوترونی بوجود می آیند. ستاره های نوترونی اکثرا قابل رویت نیستند و تنها با امواج رادیویی (پالس ها) رصد می شوند.
امواج دریافتی از این ستاره ها طوری به نظر می رسد که کسی به جایی می کوبد! (ستاره ی کوبنده).
باور ندارید؟ گوش کنید!
قرآن در آسمان ستاره ای کوبنده را معرفی می کند که ثاقب است. (چاله ایجاد می کند).
کلام واضح قرآن در این مورد جایی برای شک نمی گذارد!
بیگ بنگ – بیگ کرانچ و انبساط دنیا:
سوره ی 55 (الرحمن): آیه ی 37:
"آسمان ها روزی دوباره شکاف برمی دارند و مانند گل سرخی باز می شوند!"

سوره ی 51 (الذاریات): آیه ی 47:
"و ما آسمان ها را با قدرت خود بنا کردیم و همواره آن را وسعت می بخشیم!"
سوره ی 21 (الانبیا): آیه ی 104:
"در آن روز که آسمان را چون طوماری در هم می پیچیم هماگونه که آفرینش را آغاز کردیم آنرا باز می گردانیم. این وعده ای است که بر ماست و قطعا آنرا انجام می دهیم!"
با بیان تئوری بیگ بنگ دانشمندان همواره در صدد گسترش آن بوده اند.
مدتی بعد به کمک تحقیقات عده ای از دانشمندان مشخص شد که علاوه بر بیگ بنگ پدیده ای به نام بیگ کرانچ هم باید وجود داشته باشد. و همانطور که دنیا باز شده روزی به همان نقطه ی آغاز جمع می شود. (انا لله و انا الیه راجعون).
قرآن این موضوع را در ابتدا به باز شدن یک غنچه ی گل رز تشبیه می کند و بیان می دارد که با قدرت بی انتهای خویش در حال گسترش (انبساط) دنیا است!
و روزی همانطور که این دنیا را باز کرد دوباره مانند طوماری آنرا در هم خواهد پیچید. (بیگ کرانچ).
و این سخن حقیقت است!
ترجمه و گردآوری: علیرضا یعقوبی: dr_ayt@yahoo.com
منبع اصلی: http://www.speed-light.info
یَوْمَ نَطْوِی السَّمَاء کَطَیِّ السِّجِلِّ لِلْکُتُبِ کَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُّعِیدُهُ وَعْدًا عَلَیْنَا إِنَّا کُنَّا فَاعِلِینَ
وَالسَّمَاء بَنَیْنَاهَا بِأَیْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ
فَإِذَا انشَقَّتِ السَّمَاء فَکَانَتْ وَرْدَةً کَالدِّهَانِ
وَمَا أَدْرَاکَ مَا الطَّارِقُ
النَّجْمُ الثَّاقِبُ
وَالسَّمَاء وَالطَّارِقِ
وَلَقَدْ خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ وَمَا مَسَّنَا مِن لُّغُوبٍ
قرآن کریم در موارد مختلفی از خلقت انسان گفته و مراحل آن را ذکر کرده.
یکی از معروفترین آیه ها در این موردآیه 12-14 سوره مومنون هست.
وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِینٍ
ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِی قَرَارٍ مَّکِینٍ
ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَکَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ
ترجمه آیه این هست:
و به یقین انسان را از عصاره ای از گل آفریدیم .سپس او را نطفه ای در جایگاهی استوار قرار دادیم. آنگاه نطفه را به صورت علقه در آوردیم. پس آن علقه را مضغمه کردانیدیم، و آنگاه مضغمه را استخوانهایی ساختیم . بعد استخوان ها را با گوشتی پوشاندیم، آنگاه آفرینشی دیگر پدید آوردیم. آفرین باد بر خدا که بهترین آفرینندگان است.
در این آیه مراحل مختلفی را از تشکیل اسپرم و تخمک تا هنگام تولد یک کودک بیان می کند. که این مراحل را در آیه به ترتیب: 1- نطفه 2- علقه 3- مضغمه 4- عظاما 5-لحما
همیشه برای خودم فهمیدن معنی این عبارات سخت بود. ولی هم معنی این ها را فهمیدم و هم اصطلاحات معادل این عبارات را در علم جنین شناسی.
معنی عبارات:
1- نطفه: نطفه شامل چیزی است که در مرد و زن برای لقاح تولید می شه که در مردان به آن منی و در زنان تخمک گفته میشه. لقاح یا Fertilization مرحله ادغام این دو گامت است و نتیجه آن تشکیل اولین سلول تشکیل دهنده جنین به نام زایگوت هست.
2- علق: در لغت یعنی خون بسته ای که آویزان هست. بعد از تشکیل زایگوت، این سلول اولیه شروع به تکثیر می کنه و در عین حال از طریق لوله رحمی به سمت رحم حرکت میکنه در این حال به این توده سلولی بلاستوسیت می گویند. بلاستوسیت بعد از رسیدن به رحم به دیواره رحم متصل می شه به این حالت جایگزینی گویند. در پایان هفته اول، بلاستوسیت به صورت سطحی در لایه متراکم اندومتریوم لانه گزینی می کند.

3- مضغمه: در لغت یعنی قطعه ای از گوشت که شبیه گوشت جویده شده است. استاد مکارم شیرازی در این با ره می فرمایند: "کم کم جنین شکل یک قطعه گوشت جویده شده به خود می گیرد بی آنکه اعضای مختلف بدن در آن مشخص باشد." در واقع این مرحله معادل مرحله گاسترولاسیون است یا مرحله تمایز لایه های زاینده. که از هفته سوم شروع می شه . که جنین سه لایه را داریم در این مدت سیستم عصبی شروع به تشکیل شدن می کنه و در انتهای هفته سوم خون جریان پیدا می کنه و قلب شروع به زدن می کنه. و بدین ترتیب اولین اندامی که به مرحله فعالیت می رسه سیستم قلبی- عروقی هست.
4و5- در اینجا اول گفته استخوان را در مضغه ایجاد کرده و سپس گوشت روی آن پوشانده.
خوب مسلما باید همین طور باشه. می بینیم در سه ماهگی (هفته 9-12) مراکز استخوان سازی اولیه مخصوصا در جمجمه و استخوان های دراز ظاهر میشه. و در ماه های بعد هست که سیستم عضلانی طفل ایجاد میشه و عضلات روی استخوان های ساخته شده را می گیرند.
در دنیا هزاران نوع مورچه زندگی می کند ، که عاداتشان مانند انسانها با یکدیگر تفاوت بسیار دارد ، به همین جهت مکالمه و نوع زبان آنها نیز با یکدیگر متفاوت است . برای فهم بیشتر اختلافات در آنان ، به پاره ای از انواع مورچه ها اشاره می نماییم.
" مورچه های کشاورز"
نوعی مورچه به نام مورچه سائو ، برگها را در انبارهای زیر زمینی خود جمع می کنند و از فضولات کرمینه مخصوصی ، آنها را کود می دهند ، در نتیجه نوعی قارچ بر این برگها می روید که مورچه ها آن را می خورند . بشر به تازگی پی برده است قارچ ها در تاریکی بهتر می رویند ، اما مورچه ها این سر طبیعت را هزاران سال است که می دانند.

"مورچه های برده دار"
مورچه هایی هستند که از خود غلام دارند و مورچه های ناتوان تر از خود را به بندگی می گیرند . به این منظور پیله مورچه های دیگر را می دزدند و می پرورانند ، هنگامی که این پیله ها مورچه شدند ، برای آنها کار می کنند و از آنها فرمان می برند.
این غلامداری در برخی از مورچه ها به جایی رسیده که اگر غلامی در کار نباشد ، مورچه های کارفرما حتی غذای خود را نیز نمی تواند به دست آورند.

"مورچه های دامدار"
یک نوع شته از برگ درختان ، نوعی عسل می سازد که مطبوع طبع مورچه ها است. مورچه ها این شته ها را اسیر کرده و به لانه های خود می برند ، برای آنها برگ و آذوقه تهیه می کنند و مانند چوپانی که از گوسفند مراقبت می کند ، از این شته ها مواظبت می نمایند ، تا از عصاره و شیره ای که می سازند ، استفاده کنند.

"مورچه های گوشتخوار"
در میان مورچگان از همه هراس انگیزتر مورچه لشکری است ، که در مناطق گرمسیر زندگی می کند و تنها گوشت می خورند . این مورچگان چون لشکر می کشند ، ستونی به پهنای چندین سانتی متر و درازای صدها متر پدید می آورند. در این ستون مورچه های کارگر پیله ها را حمل می کنند و سربازان در پیش و پس لشکر در حرکتند.
در میان سپاه آنها ، مورچه های درشت تری دیده می شود ، که افسران سپاه محسوب می شوند. هنگامی که این ستون به حرکت در آید، هیچ چیز جز آب یا آتش قادر نیست از حرکت آنها پیشگیری نماید.
گاهی که آب سیل آسا نباشد ، مورچه ها به هم چسبیده ، خود را به صورت طنابی درآورده و بر آب رها می کنند و به این ترتیب پلی بر روی آب می سازند ، تا سایر مورچه ها از روی آب بگذرند. ولیکن مورچه هایی که خود ، پل را تشکیل می دهند، در آب غرق می شوند و این نوعی از فداکاری آنها برای هم نوع خویش محسوب می گردد.
"وسیله نطق مورچه"
حَتَّى إِذَا أَتَوْا عَلَى وَادِی النَّمْلِ قَالَتْ نَمْلَةٌ یَا أَیُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاکِنَکُمْ لَا یَحْطِمَنَّکُمْ سُلَیْمَانُ وَجُنُودُهُ وَهُمْ لَا یَشْعُرُونَ
تا آنگاه که به وادى مورچگان رسیدند مورچهاى [به زبان خویش] گفت اى مورچگان به خانههایتان داخل شوید مبادا سلیمان و سپاهیانش ندیده و ندانسته شما را پایمال کنند سوری نمل
شرط حتمی سخن گفتن و فهماندن مقصود ، زبان نیست. بلکه هر وسیله ای که برای تفهیم مقاصد به کار رود ، به منزله زبان است و مکالمه هم به هر نحوی که باشد ، نطق نامیده می شود.
حیوانات با ژست های مخصوص ، حرکات خاص و یا با صدا و نطق، مکالمه می کنند و به طرف مقابل مقصود خود را می فهمانند. از مورچه ها، کسی با گوش خود صدایی نشنیده ، ولی مکالمه آنها را ، که ظاهراً با شاخک های خود انجام می دهند ، کم و بیش دیده شده است.
مورچه ها در مسیر حرکت خود وقتی به هم می رسند ، توقف کوتاهی می کنند ، شاخک های خود را تکان داده و با پخش امواج یا احتمالاً صدایی که برای ما مفهوم نیست با هم صحبت می کنند . در این موضوع جای هیچ شبه ای نیست.
وقتی طعمه ای نسبتاً سنگین در برابر مورچه ای که در تلاش کسب روزی است قرار بگیرد ، این مورچه برای حمل آن کوشش خود را خواهد کرد ، وقتی کاملاً مطمئن شود که از نقل آن به لانه عاجز است ، طعمه را واگذاشته و به لانه خود مراجعه می کند. طولی نمی کشد که چند مورچه به دنبال هم به راه افتاده ، تا به محل طعمه آمده و با کمک یکدیگر آن را به لانه حمل می کنند.
این مورچه ، همنوعان خود را چگونه از وجود طعمه در محل معین آگاه کرده است؟ اما به هر وسیله که بوده، مقصود خود را به همجنسان خویش فهمانده است؟

در لانه مورچه ها اتفاقات عجیب و غریبی می افتد. از جمله تقاضای مورچه گرسنه از مورچه سیر است. به این شرح که: مورچگان به عده ای از همنوعان خود به اندازه ای شهد می خورانند که حکم خمره مربا را پیدا می کنند و این مورچه ها در محلی آویزان می شوند، تا در موقع نیاز به مورچه های نیازمند شهد تحویل دهند.
هر گاه مورچه ای گرسنه شود، به نزدیک این کوزه های زنده آمده، با حرکت دادن شاخکها و بیان احتیاج، شهد مطالبه می کند . مورچه پرخور هم قطره ای عسل به کام دوستش ریخته و شکم او را هم سیر می نماید. این هم نوعی همکاری در عالم مورچه ها است.
در یک تحقیق جدید، پژوهشگران دریافتهاند که این خصیصه در مورچهها به میزان شگفت انگیز و حیرت آوری شدید است.
الیس نوبهاری، محقق دانشگاه پاریس نورث با همکاری دستیاران خود برای مشاهده این پدیده، شرایط طبیعی را برای مورچهای که در میان شنها گرفتار شده بود، شبیه سازی کردند تا عکس العمل دیگر مورچهها را در مقابل این اتفاق مشاهده کنند، اما در زیر مورچه اسیر، نایلونی قرار گرفته بود که آن را محکم در محل نگه میداشت.
نوبهاری و دستیاران وی متوجه شدند که مورچهها در اطراف مورچه قربانی آن قدر شن و غبار را حفر میکنند تا همنوع خود را بیابند و بعد نایلون را جویدند تا بتوانند مورچه را نجات دهند.
این محققان میگویند : توانایی مورچهها در شناسایی و مقابله با نایلون ناشناس نشان دهنده پیچیدههای ذهنی و رفتاری در این حشره است.
نوبهاری میگوید: مورچههای امدادگر بدون توقع هیچ پاداشی خود را به خطر میاندازند، تا همنوع خود را نجات دهند.
درباره پیدایش جهان، نظریات مختلفی بیان شده است. بر اساس آخرین اکتشافات دانشمندان علم هیئت و در رأس آنها لاپلاس (LaPlace) دانشمند مشهور ریاضیات و هیئت که در حدود دو قرن پیش اظهار شد، کرات آسمانی در ابتدای خلقت از تودههای گاز متراکم تشکیل شده بودند که بعد از مدتی و به مرور زمان بر اثر فشردگی و تراکم شدید، از یکدیگر جدا شدند و با از دست دادن حرارت و التهاب اولیه رفتهرفته سرد و به صورت کرات امروزی درآمدند1. تحقیقات دانشمندان بعدی نیز هر چند این نظریه را تکمیل و بعضی نکات آن را تصحیح کرد، اما در همه آنها اصل پیدایش این کرات از یک توده گاز سوزان پذیرفته شده و مورد قبول محافل علمی جهان است2.
در حالی که بیش از دو قرن از عمر این دیدگاه نمیگذرد، قرآن کریم با اعجازی شگرف و بهطور روشن این حقیقت را بیان کرده است. در آیه 11 سوره فصّلت میخوانیم: ثُمَّ اسْتَوَی إِلَی السَّمَاءِ وَهِی دُخَانٌ ...؛ پس به آسمان توجه نمود؛ در حالی که (به صورت) دودی بود ... . در آیه 30 سوره انبیاء آمده است: أَوَلَمْ یرَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ کَانَتَا رَتْقاً فَفَتَقْنَاهُمَا ...؛ ایا کافران نمینگرند که آسمانها و زمین به یکدیگر متصل بودند؛ پس آنها را جدا کردیم ... .
چنان که به روشنی از آیت بالا به دست میاید، هماهنگی اعجابانگیزی میان دیدگاه قرآن با علم روز در زمینه آغاز آفرینش جهان وجود دارد که اعجاز و عظمت قرآن را بیش از پیش جلوهگر میسازد و از همین روست که دکتر بوکای میگوید: «کوچکترین مخالفتی میان معلومات قرآنی و علم جدید راجع به شکلگیری جهان وجود ندارد3».
خداوند می فرماید: {ثم استوی إلی السماء وهی دخان فقال لها وللأرض ائتیا طوعا أو کرها قالتا أتینا طآئعین }[ فصلت:11]
پس اراده آفرینش فرمود در حالی که به صورت دود بود به آن و به زمین دستور داد به وجود آئید و شکل گیرید، خواه از روی اطاعت و خواه از روی اکراه آنها گفتند ما از روی اطاعت می آئیم( به وجود می آییم وشکل می گیریم )
در این دو آیه به سه نکته مهم درباره آفرینش جهان و موجودات زنده اشاره شده است
جهان در آغاز به صورت گاز و دود بود
جهان درآغازبه هم پیوسته بود سپس کرات آسمانی از هم جدا شدند .
آغاز آفرینش موجودات زنده از آب است .
شرح : گرچه درباره کیفیت پیدایش جهان ونحوه آن فرضیات مختلفی وجود دارد که از حدود فرضیه تجاوز نمی کند ،ولی با توجه به
مطالعاتی که روی کهکشانها ومنظومه هایی که در حال پیدایش وشکل گیری هستند به عمل آمده مسلم است که جهان در آغاز به صورت توده گازی ابر مانند فشرده ای بود که بر اثر گردش به دور خود ، قطعاتی از آن جدا شده وبه اطراف پراکنده گشته است واین قطعات تدریجاً سرد شده و به صورت مایع و در موارد زیادی به صورت جامد در آمده ، و تشکیل کرات مسکونی وغیر مسکونی را داده است.
مشاهدات دانشمندان فلکی در مورد « سحابی ها » ، این مسأله را که دنیادر آغاز به صورت توده گاز دود مانندی بوده ،به عنوان یک نظریه قطعی معرفی می کند ، این چیزی است که محافل عملی جهان ،آن را پذیرفته اند !
درنخستین آیه فوق نیزمی خوانیم که :« آسمانها ( کرات آسمانی ) درآغاز ( مانند ) دود بودند»
هماهنگی این آیه با اکتشافات دانشمندان که چندان ازعمرآنها نمی گذرد نشانه ای ازاعجازعلمی قرآن می باشد که پرده ازروی مطلبی که درعصرنزول قران کاملاً ناشناخته بوده است برمی دارد .
دومین آیه ، نیز سخن به هم پیوستگی جهان درآغاز امر وسپس جدا شدن اجزای آن ازیکدیگرمی گوید .پیدایش موجودات زنده – اعم از گیاهی وحیوانی – در نخستین بار از آب دریاها نیز ، امروز یک نظریه معروف علمی است .
قرآن نیز در دومین آیه فوق ،پیدایش همه موجودات زنده را از آب بازگو می کند .حتی آیاتی که آفرینش انسان را به خاک نسبت می دهد ، تصریح دارد که این خاک با آب آمیخته بود و به صورت طین ( گل ) بود. واینهاهمان چیزهایی است که امروز به عنوان نظریات مسلم علمی شناخته می شود.
همچنین آیه ی ۱۲۵ سوره ی مبارکه ی انعام (.... سینه اش را مانند کسی که به سوی آسمان رود تنگ می سازیم ...)
به این مطلب که هرچقدر در جو بالا برویم هوا رقیق تر می شود اشاره می فرماید ((فتبارک الله احسن الخالقین))
اقتباس از وبلاگ اسلام - قرآن - اعجاز
سخنان دکتر فریدون صحافی در باره اشتباهات تئوری داروین آزمایش میلر و ...
برای مشاهده ی آنلاین کلیک کنید.
/embed>/embed>>/>/embed>>/>>/>>/>
برای دانلود با فرمت wmv (تصویری) کلیک کنید. حجم 13,3mb
برای دانلود با فرمت mp3 (صوتی) کلیک کنید. حجم 4,3mb
از کلیه ی دوستان دعوت می شود به اعداد و ارقامی که در این برنامه مطرح می شود توجه وِیژه بکنند!
با تشکر ویژه از آقای امین مدیر وبلاگ مجازی ها به خاطر در اختیار گذاشتن این برنامه ها.
دانلود کتاب قرآن و نظام رشته ای جهان
نوشته ی مرتضی رضوی
تعداد صفحا ۲۶۴
حجم کتاب ۱.۷۸

هنگامی که فرانسوا میتران در سال 1981م زمام امور فرانسه را بر عهده گرفت، از مصر تقاضا شد تا جسد مومیایی شده فرعون برای برخی آزمایشها و تحقیقات از مصر به فرانسه منتقل شود . هنگامی که هواپیمای حامل بزرگترین طاغوت تاریخ در فرانسه به زمین نشست، بسیاری از مسئولین کشور فرانسه و از جمله رئیس دولت و وزرایش در فرودگاه حاضر شده و از جسد طاغوت استقبال کردند پس از اتمام مراسم، جسد فرعون به مکانی با شرایط خاص در مرکز آثار فرانسه انتقال داده شد تا بزرگترین دانشمندان باستانشناس به همراه بهترین جراحان و کالبد شکافان فرانسه،آزمایشات خود را بر روی این جسد و کشف اسرار متعلق به آن شروع کنند . رئیس این گروه تحقیق و ترمیم جسد یکی از بزرگترین دانشمندان فرانسه بنام پروفسور موریس بوکای بود که برخلاف سایرین که قصد ترمیم جسد داشتند،او در صدد کشف راز و چگونگی مرگ این فرعون بود .تحقیقات پرفوسور بوکای همچنان ادامه داشت تا اینکه در ساعات پایانی شب نتایج نهایی ظاهر شد.
بقایای نمکی که پس از ساعتها تحقیق بر جسد فرعون کشف شد دال بر این بود که او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او از دریا برای حفظ جسد، آن را مومیایی کرده اند .

اما مسئله ی غریب و آنچه باعث تعجب بیش از حد پروفسور بوکای شده بود این مسئله بود که چگونه این جسد سالمتر از سایر اجساد باقی مانده است در حالی که این جسد از دریا بیرون کشیده شده است. پروفسور موریس بوکای در حال آماده کردن گزارش نهایی در مورد کشف جدید (مرگ فرعون بوسیله غرق شدن در دریا و مومیایی جسد او بلافاصله پس از بیرون کشیدن از دریا ) بود که یکی از حضار در گوشی به او یادآور شد که برای انتشار نتیجه تحقیق عجله نکند، چرا که نتیجه تحقیق کاملا مطابق با نظر مسلمانان در مورد غرق شدن فرعون است.
ولی موریس بوکای بشدت این خبر را رد کرده و آن را بعید دانست. او بر این عقیده بود که رسیدن به چنین نتیجه ی بزرگی ممکن نیست مگر با پیشرفت علم و با استفاده از امکانات دقیق و پیشرفته کامپیوتری.
در جواب او یکی از حضار بیان کرد که قرآنی که مسلمانان به آن ایمان دارند قصه غرق شدن فرعون و سالم ماندن جثهی او بعد از مرگ را خبر داده است. حیرت و سردرگمی پروفسور دوچندان شد و از خود سوال میکرد که چگونه این امر ممکن است با توجه به اینکه این مومیایی در سال 1898م و تقریبا در حدود دویست سال قبل کشف شده است، در حالی که قرآن مسلمانان قبل از 1400 سال پیدا شده است؟ چگونه با عقل جور در می آید در حالی که نه عرب و نه هیچ انسان دیگری از مومیایی شدن فراعنه توسط مصریان قدیم آگاهی نداشته و زمان زیادی از کشف این مسئله نمی گذرد؟

موریس بوکای تمام شب به جسد مومیایی شده زل زده بود و در مورد سخن دوستش فکر می کرد که چگونه قرآن مسلمانان در مورد نجات جسد بعد از غرق سخن میگوید در حالی که کتاب مقدس آنها از غرق شدن فرعون در هنگام دنبال کردن موسی سخن میگوید اما از نجات جسد هیچ سخنی به میان نمی آورد.. و با خود می گفت آیا امکان دارد این مومیایی همان فرعونی باشد که موسی را دنبال می کرد؟ و آیا ممکن است که محمد هزار سال قبل از این قضیه خبر داشته است؟
او در همان شب تورات و انجیل را بررسی کرد اما هیچ ذکری از نجات جسد فرعون به میان نیاورده بودند. پس از اتمام تحقیق و ترمیم جسد فرعون، آن را به مصر باز گرداندند ولی موریس بوکای خاطرش آرام نگرفت تا اینکه تصمیم به سفر به کشورهای اسلامی گرفت تا از صحت خبر در مورد ذکر نجات جسد فرعون توسط قرآن اطمینان حاصل کند. یکی از مسلمانان قرآن را باز کرد و این آیه را برای او تلاوت نمود:
{فَالْیَوْمَ نُنَجِّیکَ بِبَدَنِکَ لِتَکُونَ لِمَنْ خَلْفَکَ آیَةً وَإِنَّ کَثِیراً مِنَ النَّاسِ عَنْ آیَاتِنَا لَغَافِلُونَ} [یونس:92]
امروز فقط بدن تو را نجات میدهیم تا برای افراد پس از خودت درسی باشد. هر چند خیلی از مردم از آیات ما غافلند...
این آیه او را بسیار تحت تآثیر قرار داد و لرزه بر اندام او انداخت و با صدای بلند فریاد زد: من به اسلام داخل شدم و به این قرآن ایمان آوردم.
موریس بوکای با تغییرات بسیاری در فکر و اندیشه و آیین به فرانسه بازگشت و ده ها سال پیرامون تطابق حقائق علمی کشف شده در عصر جدید با آیه های قرآن، تحقیق کرد و حتی یک مورد از آیات قرآن را نیافت که با حقایق ثابت علمی تناقض داشته باشد. و بر ایمان او به کلام الله جل جلاله افزوده شد (لا یأتیه الباطل من بین یدیه ولا من خلفه تنزیل من حکیم حمید).
حاصل تلاش سالها تحقیق این دانشمند فرانسوی کتابی بود بنام( قرآن و تورات و انجیل و علم بررسی کتب مقدس در پرتو علوم جدید).
