X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 5 بهمن‌ماه سال 1389
توسط: رامین

برسی تهمتی زشت به امام حسین (ع)

شایعه را دشمن سفارش می دهد، منافق می سازد و نادان باور می کند “دکتر علی شریعتی”

————–

**مدتی است که بعضی سایت ها اطلاعات و روایات مجعولی را از پیامبر اسلام (ص) و ائمه شیعه (ع) نقل می کنند. یکی از این موارد، حدیثی است منسوب به امام حسین (ع):

پایداری مردم ری در برابر تازیان به اندازه ای بر سران عرب گران آمد که امام حسین؛ پیشوای سوم شیعیان؛ در نامه ای به فرماندار ری نوشت: ما از تبار قریش هستیم و هواخواهان ما عرب و دشمنان ما ایرانی ها هستند. روشن است که هر عربی از هر ایرانی بهتر و بالاتر؛ و هر ایرانی از دشمنان ما هم بدتر است؛ ایرانیها را باید دستگیر کرد و به مدینه آورد؛ زنانشان را به فروش رسانید و مردانشان را به بردگی و غلامی اعراب گماشت. (منبع: سفینه البحار و مدینه الحکام و آثار ؛ صفحه 164، نویسنده: شیخ عباس قمی)

tah

قصد من از این نوشتار، بررسی این حدیث از سه بعد مختلف است: الف) بررسی مذهبی این حدیث ب) بررسی تاریخی این حدیث ج) بررسی ماخذ این حدیث:

الف) بررسی مذهبی این حدیث:

تشخیص دادن بعضی از احادیث جعلی خیلی آسان است و کافی است که از قرآن، سنت پیامبر (ص)، و عقل مان استفاده کنیم.

نژاد پرستی از منظر قرآن:

از نظر قرآن تبعیض نژادی کاملا غیر قابل قبول است:

1- ای مردم از پروردگارتان پروا کنید، آنکه شما را از یک تن آفرید و همسرش را نیز از او پدید آورد و از آن دو مردان و زنان بسیاری پراکنده کرد. (1)

2- ای مردم ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم. و شما را در شاخه ها و تیره ها قرار دادیم تا یکدیگر را بازشناسید. گرامی ترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست (نه نژاد و تیره شما!) (2)

نژاد پرستی از منظر سنت پیامبر (ص):

اصولا یکی از شعارهای اسلام مبارزه با نژادپرستی و مظاهر اشرافیت بود و اولین مومنین به پیامبر اسلام هم بردگانی چون یاسر و سمیه و بلال بودند. مدت ده سالی که پیامبر در مدینه بود و یک جامعه اسلامی را پایه ریزی کرد را می توان یک مدینه فاضله و یک شهر آرمانی اسلامی نامید، آیا کسی یک نمونه در تاریخ سراغ دارد که برده سیاهی چون بلال حبشی، یا یک برده خارجی مثل سلمان فارسی، در یک جامعه چنان جایگاهی داشته باشند؟

تمام روایات منقول از پیامبر و ائمه همه در مذمت نژادپرستی و تفاخر نژادی هستند بعد چطور می شود که یک حدیث کذایی مخالف قرآن و سنت پیامبر و آنچه که از ائمه سراغ داریم از همه ی این احادیث متواتر میان شیعه و سنی، مستندتر می شود؟ آیا هر عقل سلیمی متوجه نمی شود که این حدیث جعلی است؟ ببینید نظر پیامبر (ص) و ائمه (ع) در مورد تفاخر نژادی چیست:

1- ای مردم خدای شما یکی و پدر شما یکی است، همه از آدمید و آدم از خاک است، هرکس از شما پرهیزکارتر است پیش خدا بزرگوارتر است، عربی بر عجمی جز به پرهیزکاری امتیاز ندارد. (3)

2- محبوب ترین بندگان خدا به نزد وی کسی است که با بندگان او مهربان تر است. (4)

3- بدانید که مردم از آدم پدید آمده اند و آدم از خاک، بزرگوارترین مردم در نظر خدا پرهیزگارترین آنهاست. (5)

4- خوارترین مردم کسی است که مردم را خوار شمارد. (6)

5- بنگر که تو از سرخ پوست و سیاه پوست بهتر نیستی جز آنکه در تقوا از او برتر باشی. (7)

کتاب اصول کافی دو باب را به مذمت تعصب و تفاخر نژادی از منظر پیامبر و ائمه اختصاص داده است:

6- امام صادق (ع) روایت کرده است که رسول خدا (ص) فرمود: هر کس به اندازه خردلی در دلش تعصب ورزی باشد، خداوند او را در روز قیامت با عرب های جاهلیت بر می انگیزد.(8).

7- امام صادق (ع) فرموده است: هر کس تعصب بورزد یا برای او تعصب ورزیده شد، رشته ی ایمان از گردنش جدا می شود. (9)

8- امام سجاد (ع) فرموده است: شگفتا از متکبر فخر فروش که دیروز نطفه بوده است و فردا مرداری خواهد شد. (10)

9- مردی نزد رسول خدا (ص) آمد و گفت: من فلانی پسر فلانی ام، و تا هفت پشت شمرد. رسول خدا گفت: هان که تو دهمین ایشان، در آتش هستی! (11)

10- پیامبر (ص) فرمود: آفت اصالت خانوادگی فخر فروشی است. (12)

11- امام صادق (ع) فرموده است: هر کس از نسبی بیزاری جوید، اگر چه ناچیز باشد، به خداوند کفر ورزیده است. (13)

12- بببینید ابن ابی الحدید (سنی مذهب، متوفی قرن هفتم) در مورد حضرت علی (ع)، پدر امام حسین چه می گوید: مهمترین سبب در خودداری عرب از یاری دادن امیرالمومنین علی (ع) موضوع مال بود که او هیچ شرفی را بر وضع و هیچ عربی را بر عجم فضیلت نمی داد و با سالاران و امیران قبایل بدانگونه که پادشاهان رفتار می کردند رفتار نمی فرمود و هیچ کس را با مال به خویشتن جذب نمی کرد و حال آنکه معاویه بر خلاف این موضوع بود و به همین سبب علی (ع) را رها کردند و به معاویه پیوستند. (14) و ببینید قرآن در مورد این دسته از عرب ها چه می گوید: اعراب کفرپیشه تر و نفاق پیشه تر از دیگرانند و در ندانستن احکام و حدودی که خدا بر پیامبرش فروفرستاده است پیش تر از دیگرانند. (15) آیا به راستی امام حسین (ع) که پرورش یافته محمد و علی و فاطمه است، چنین سخنی گفته است؟ آیا کاملا مشخص نیست که این حدیث جعلی است؟

ب) بررسی تاریخی این حدیث:

نویسنده می گوید: پایداری مردم ری در برابر تازیان به اندازه ای بر سران عرب گران آمد که امام حسین؛ پیشوای سوم شیعیان؛ در نامه ای به فرماندار ری نوشت…

1- گاف اصلی همین جا است: نویسنده مثل اینکه حواسش خیلی پرت بوده یا واقعا شوت بوده که اینطور سوتی داده! امام حسین در سال 4 هجری متولد شد و ری در سال 19 یا 22 هجری فتح شد. یعنی امام حسین در آن زمان 15 یا 18 ساله بوده! من نمی دانم امام حسین که در زمان عمر جوانکی بیش نبوده چه کاره بوده که نامه نوشته به فرماندار ری؟ در حالی که پدرش را خانه نشین کرده بودند!

2- اگر مردم ری پایداری می کردند و شهر فتح نشده بود این فرمانده شهر ری از کجا آمده بود و چه کسی او را منصوب کرده بود که امام حسین برای او نامه نوشته است؟ اگر بعد از فتح ری این اتفاق افتاده است باز هم امام حسین کاره ای نبوده است که به فرماندار ری نامه بنویسد. شهر تحت اختیار عمال بنی امیه اداره می شد!

3- از کی تا به حال ائمه شیعه جزء سران عرب بودند که ما نمی دانستیم؟ از کی تا به حال فرماندهان عرب تحت فرمان ائمه شیعه بودند؟ و از کی تا به حال آنها هواخواهان امامان شیعه بودند؟ در میان ائمه شیعه فقط حضرت علی (ع) پنج سال حکومت کرد و آن هم صرف اصطلاح فساد دستگاه خلافت و جنگ با معاویه و .. شد! بقیه ائمه شیعه به دست همین به اصطلاح سران عرب کشته شدند!

4- در کتاب الفتوح، چگونگی فتح اصفهان و ری نوشته شده است، دوستان می توانند به این کتاب مراجعه کنند و ببینند ری چطور فتح شد. ارتش ساسانی گریخت و مردم ری پیکی را نزد سپاه مسلمانان فرستادند و صلح نامه نوشتند! (16)

ج) بررسی ماخد این حدیث:

همانطور که دیدیم نویسنده بخشی از صفحه 164 کتاب سفینه البحار را اسکن کرده بود و متن عربی اش را نیز ترجمه کرده بود. اسکن کامل آن صفحه را (اینجا) ببینید. قسمتی که زیر آن خط کشیده شده است همان قسمتی است که نویسنده اسکن کرده و متاسفانه بدون رعایت امانتداری مطلبی ناقص و با ترجمه ای تحریف شده ارائه کرده بود.

1- نویسنده اینجا هم یک اشتباه بزرگ دیگر انجام داده است. این حدیث که در کتاب سفینه البحار آمده است منقول از امام صادق (ع) است نه امام حسین! یکی از کنیه های امام صادق (ع) نیز ابی عبدالله است که نویسنده گمان کرده بود منظور امام حسین است و بعد شروع به داستان پردازی در مورد امام حسین و مردم ری کرده بود!

2- در زمان بنی امیه حکومت به شدت باورهای نژادپرستانه داشت و عجم را موالی می خواندند و آنها را از عرب پست تر می شمردند. مرحوم عباس قمی، در سفینه البحار صفحه 164 این حدیث و چند حدیث دیگر را در کنار هم برای بیان فضیلت های عجم و خدمات آنها به اسلام آورده است نه مذمت آنها! و اینطور می گوید: امام صادق (ع) گفته است: اگر قرآن بر عجم نازل می شد عرب به آن ایمان نمی آورد. (خداوند) قرآن را بر عرب نازل نمود و عجم به آن ایمان آوردند و این فضیلتی برای عجم باشد. در ادامه آن حدیث کذایی از امام صادق آمده است: ابو عبدالله فرمود: که ما از قریشیم و شیعه ما عرب است و دشمن ما عجم است بیان اینکه “عرب” در مدح همان کس باشد که از شیعیان ماست اگر چه از غیر عرب باشد و آنکس که در مذمت است همان دشمنان ما هستند حتی اگر عرب باشند. مرحوم قمی آن حدیث را با این مفهوم نقل کرده است. و اگر فرض کنیم که این حدیث صحیح است با این معنی و مفهوم نقل شده است که متاسفانه نویسنده هم حدیث را به صورت ناقص نقل کرده بود و هم ترجمه ای نادرست و تحریف شده از آن ارائه کرده بود.

در ادامه صفحه 164 کتاب سفینه البحار می خوانیم: زمانی که اسیران دربار فارس به مدینه وارد گردیدند عمر بن خطاب خواست که زنان آنان را به فروش رساند و مردان آنها را برده قرار دهد تا آنها افراد پیر و فرتوت و ضعیف را بر دوش خود قرار دهند و طواف کعبه دهند پس امیر مومنان علی (ع) فرمود که پیامبر دستور داده است گرامی دارید کریم قوم را اگر چه مخالف شما باشند و این قوم فارس حکیمان کریم هستند و با ما صلح پیشه کردند و رغبت در دین اسلام نمودند. پس آنها را آزاد می نماییم در راه خدا، این حق من و حق بنی هاشم است. و نیز منصور خلیفه عباسی قومی را از مردمان عجم برای قتل امام جعفر صادق خواست. اما آنها امام (ع) را اکرام نمودند و در مقابل او به رسم ادب به خاک افتادند. امام رضا (ع) فرموده است: خداوند متعال منت گذارد به این دین بر اولاد عجم و از برخی از نزدیکان پیامبر منت سلب نماید. علی (ع) فرموده است می بینم عجم را که در خیمه هایی که در مسجد کوفه برافراشته اند قرآن را به مردم همانگونه که نازل گردیده تعلیم می نمایند. در کتاب مستدرک السفینه البحار، جلد 7، صفحه 107 (تصویر اسکن شده اینجا) توضیحاتی در مورد سند این احادیث آورده شده است که علاقه مندان می توانند برای اطلاعات بیشتر به آن کتاب رجوع کنند.

منابع و مآخذ:

1- سوره نساء، آیه 1

2- سوره حجرات، آیه 13

3- پاینده، ابوالقاسم؛ نهج الفصاحه [مجموعه کلمات قصار حضرت محمد]، حدیث: 1044

4- همو، همان، حدیث: 578

5- همو، همان، حدیث: 467

6- همو، همان، حدیث: 250

7- همو، همان، حدیث: 562

8- اصول کافی، کتاب ایمان و کفر، باب تعصب، حدیث: 2545

9- همان، همان، همان، حدیث: 2544

10- همان، همان، باب فخر و کبر، حدیث: 2629

11- همان، همان، همان، حدیث: 2633

12- همان، همان، همان، حدیث: 2634

13- همان، همان، باب بیزاری جستن از نسب، حدیث: 2720

14- جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج: 1، ص: 314

15- سوره توبه، آیه 9

16- ابن اثم کوفی؛ الفتوح، ترجمه محمد بن احمد مستوفی، ص:253

————————————

** این مقاله در پاسخ به شایعه پراکنی هایی نوشته شده است که در چند ماه گذشته در سطح وسیعی بصورت ایمیل پخش شد و وبلاگهای معارض اسلام و نیز برخی تلویزیونهای ماهواره لس آنجلسی با آب و تاب آنرا بعنوان یافته جدید !! تبلیغ کردند . بدیهی است آنچه این تبلیغات مسموم دنبال میکنند نتایج آماری حاصل از آن است و در واقع ساده لوحی است اگر فرض شود این گونه تردستی ها کار عده ای جوان بی تجربه معترض به حکومت باشد. بدون شک آنان که در طراحی این شایعات سرمایه گذاری میکنند زمینه و موقعیت سیاسی و اجتماعی جامعه و نیز پتانسیل پذیرش بدون تامل آنها را در نظر می گیرند.

متاسفانه آدرس اینترنتی و لینکهای نویسنده محترم و بی نام این مقاله فعال نمی باشد.